|
شاهد عيني تاريخ... / گفت و گو : گلبرگ باشیمترجم : مرجان نمازی يكشنبه27 اسفند 1385 اما من ؛ گلبرگ باشی ؛ امروز نام این افراد را به آن لیست می افزایم: مهرانگیز کار، شیرین عبادی، شهلا شرکت، شهلا لاهیجی، فاطمه حقیقت جو، نوشین احمدی خراسانی، رویا طلوعی، پروین اردلان، نیره توحیدی، ولنتین مقدم و تعداد بیشماری از مدیران ان جی او ها، میلیونها نفر از خواهران دانشجوی فعال ایرانی من – کسانیکه اکنون من، به خاطر آرمان شرافتمندانه شان، این شاهد عینی تاریخ را به آنها تقدیم می کنم. سالي كه من به ايران سفر کردم، شش سال از جنبش اصلاحات مي گذشت، تنها تغييرات جزئي ( كه مي توان گفت صوري و سطحي بودند) در قوانين ايجاد شده بود .عليرغم وعده هاي انتخاباتي و تا حدي فضاي روشنفكري آزادتر، ايرانيان از اصلاحات واقعي و سازماندهي جامعه اي متمدن كه بسياري اميد دستيابي به آن را داشتند، بسيار دور نگه داشته مي شدند. يش از سفر به ايران، به من خاطر نشان شده بود كه " مقاومت و پافشاريهاي جنبش اصلاحات، با باز كردن فضاي سياسي براي اصول جنسيتي در اسلام به طريقي كه پيش ازآن ممكن نبود، هماهنگي ذهني و ادراكي مهمي ايجاد كرده، و همزمان، اصلاح طلبي اسلامي، ضعفهاي سياسي مهمی را در موضوع جنسيت به نمايش گذاشته است." بنابراين، من به دنبال اين بودم كه بدانم مسئولان پر نفوذ جنبش اصلاحات در مورد موضوعات خاص چون حقوق بشر، و به طور خاص تر در مورد حقوق زنان چه حرفي براي گفتن دارند. در يك صبح سرد ماه نوامبر، با ماشين مسير دو ساعته به قم، شهري در جنوب غربي تهران، را طي كردم. قم يكي از شهرهاي مقدس مسلمانان شيعه است كه حرم حضرت فاطمه معصومه، خواهر امام رضا، در آنجا واقع شده و همچنين پر نفوذ ترين و بزرگترين مدرسه دیني ( مدرسه فيضيه) در آنجا قرار دارد؛ درست از همين شهر بود كه آيت الله خميني، در ژوئن سال 1963، اولين اقدام خود در سرنگوني رژيم مستبد پهلوي را آغاز كرد، و در حقيقت درست در همين شهر بود كه اولين تظاهرات ضد شاه که سرانجام منتج به سرنگوني رژيم پهلوي و استقرار جمهوري اسلامي شد، شکل گرفت. اين شهر بياباني با بلوارهاي پوشيده از درختان اكاليپتوس، واقع در مركز ايران، در طول تاريخ، شاهد در هم آميختگي مذهب و سياست بوده است. قم، به خاطر اين تاريخ طولاني كه به عنوان كانونی براي فعاليت اعتقادي و مذهبي مردان بوده، از ديگر شهرهاي ايران بسيار متفاوت است، چنانچه، همچنين شهري است كه به شدت فضاي محافظه كارانه در آن حاكم بوده و زنان مجبورند چادر سر كنند و شاهد حضور تعداد اندكي از زنان در خيابانهاي شهر هستيم. بسيار تلاش كردم تمام مدتي كه آنجا هستم، از ديد خودم فضا و موقعيت را گزارش دهم و بسنجم (بدون پيش دارويها و شنيده هاي قبلي خود.) بعد از اينكه چند روزي را در قم سپري كردم، توانستم با شخصي كه آيت الله خميني او را " ميوه زندگي " خويش مي خوانده، یعنی آيت الله العظمي حسينعلي منتظري مصاحبه كنم. زماني آيت الله حسينعلي منتظري، به امام خميني ( بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران) در تدوين قانون اساسي ايران ياري رساند. و به عنوان يكي از نظريه پردازان اصلي جمهوري اسلامي و مراجع تقليد، يكي از بالاترين مقامات و مراجع در اسلام شيعي به حساب مي آمد. قرار ملاقات من با آيت الله منتظري، ساعت 2 بعد از ظهر بود، و زمانيكه از محل اقامت خود خوابگاه دختران دانشگاه، راهي خيابان هاي قم كه خالي از زن بود شدم، خورشيد وسط آسمان بود و هوا هم گرم و آفتابي بود كه در ماه نوامبر بسيار لذتبخش و مطبوع بود. آيت الله منتظري كه در ابتداي نودمين دهه زندگي خود مي باشد و اكنون در بستر بيماري بسر مي برد، در اكتبر سال 2003 اظهار داشت مقامات ايران بايد " شدت عمل خود را كنار بگذارند " و بيش از پيش "اهل تساهل" باشند. درست بعد از اين بيانيه بود كه من توانستم اجازه مصاحبه با آيت الله منتظري را در دفتر مر كزي ايشان در قم را كسب كنم. همانطور که پرسان پرسان، از بین خیابانها و کوچه های قم به قصد دفتر آیت الله منتظری می رفتم، به یاد عکسهای رنگی وی که در کنار یا زیر عکسهای آیت الله خمینی در تمام سطح شهر زادگاه خودم( شیراز) پخش شده بود و اینکه چه طور همه آنها به یکدفعه جمع شدند افتادم. من هیچ وقت نفهمیدم که چرا دیگر به او سلام ندادیم. در طی آن روزها جنگ با عراق نیز شدت یافته بود و با خود کمبود غذا را بهمراه داشت (شکر، روغن و برنج سهمیه بندی شد و با قطع مداوم برق مواجه بودیم.) و در مدرسه هم مجبور بودیم از دستورات پیروی کنیم بدون اینکه بتوانیم از اوضاع موجود و یا هر چیزی مربوط به آن سوالی بپرسیم .بنابراین، آقای منتظری از خاطراتم پاک شد تا اینکه به عنوان دانشجوی مطالعات ایران، در انگلیس، کاوش و کند و کاو مسائل مربوط به ایران و نیز حقوق بشر در ایران را آغاز کردم. آن روز بعداز ظهر در نوامبر 2003 که با عجله به سمت دفتر مرکزی وی می رفتم، از آنجا که از بسیاری شنیده بودم که آیت الله منتظری را " حقوق بشری" خوانده بودند، به عبارت دیگر او را مدافع حقوق بشر می دانستند، بسیار هیجانزده بودم. با این حال، تا کنون در حوزه حقوق زنان از او مصاحبه بعمل نیامده بود. بنابراین، در پی آن شدم تا نظر وی را ، به عنوان راهنما و مرجع تقلید ، به خصوص در زمینه حقوق زنان ارزیابی و بررسی کنم. در طی دهه 1970 هیچ گاه از آیت الله خمینی در مورد دیدگاه وی درزمینه حقوق بشر وحقوق زنان سوال نشد، بنابراین پیروزی و رکود متعاقب آن بسیاری را حیرت زده کرد. من شخصا در پی این بودم تا دریابم که این مرجع تقلید اصلاح طلبان، آیت الله منتظری، چه دیدگاهی دارد . دفتر آیت الله منتظری در حیاط پشت منزل وی در کوچه ای باریک در مرکز قم، واقع شده بود و با تابلویی آشکارا چنین معرفی می شد: "دفتر آیت الله العظمی حسینعلی منتظری". در داخل این خانه بزرگ، در بخش جلویی، مریدان و شاگردان وی در گوشه و کنار اتاق بزرگی، روی زمین، که با فرش زیبایی پوشیده شده بود، نشسته و مشغول مطالعه کتابهای آیت الله و دیگر متون مذهبی بودند. از داخل راهروهایی ، درست در داخل منزل همراهی شدم و به حیاط پشتی (حیاط خلوت) که یک درخت پرتقال و حوض کوچکی در آن قرار داشت وارد شدم. در پس این باغچه کوچک چند پله بود که به خانه ای بسیار کوچک تر، که دفتر کار آیت الله منتظری بود منتهی می شد. وارد دفتر کوچک او که آن نیز مفروش بود شدم، تعدادی روی زمین نشسته بودند و خود آیت الله که بسیار ضعیف به نظر می رسید روی صندلی پشت میز بزرگی چهار زانو نشسته بود و کتابها و روزنامه های مختلف مقابل رویش پهن بود. من نتوانستم ایشان را از روی عکسهای وی در اوایل دهه 1980 تشخیص دهم. خیلی پیر شده و اصلا شبیه دوران میان سالی خود نبود. از آنجا که می دانستم حال مساعدی ندارد، از اینکه فرصت مصاحبه با وی را یافته بودم بسیار سپاسگذار و خشنود بودم.من مصاحبه را با سوالات همیشگی خود آغاز کردم و نطر او را در مورد حقوق بشر بین المللی و سازگاری آن با قوانین و اخلاق شیعی جویا شدم. به نظر می رسید با اصول پذیرفته شده بین المللی تا جایی که به حوزه عمومی مربوط می شود، موافق می باشد؛ از جمله آن دسته حقوق که در کل و به ویژه در حوزه سیاسی به عنوان حقوق مدنی محسوب می شوند.آیت الله منتظری به برابری انسانها در شان و منزلت صرف نظر از دین، نژاد و جنسیت آنها باور داشت. در مورد حقوق زنان، وی معتقد بود که زنان بهتر است انرژی و توانایی خود را به خانه و خانواده خود تخصیص دهند و چنین استدلال کرد که حکومت اسلامی باید حقوق شرعی زنان را که خداوند برای ایشان مقدر ساخته تامین کند، مردان باید تکلیف شرعی خود در برابر زن را بجا آورند. هنگامیکه برای او متذکر شدم که این الگوی سنتی برای نقش زن، مانند گذشته با خواسته ها و حقایق زندگی زنان که اکنون 60% از دانشجویان و 11% از نیروی کار را تشکیل می دهند تناسب ندارد، وی پاسخ داد که قوانین و اخلاقیات بر پایه ی ارزشها و حقایق زندگی اکثریت می باشد و بحث خود را چنین ادامه داد که در طول تاریخ، مردان نیروی خود را صرف تولید دانش و اقلام مختلف کالا کرده اند، از این رو بیشتر از زنان از امکانات و امتیازهای اجتماعی و دولتی برخوردارند در حالیکه زنان بیشتر از امتیازهای خصوصی و غیر دولتی بهره می برند (آنها نفقه، سرپناه، حق حضانت فرزندان تا حدی مشخص، مخارج زندگی و غیره دریافت می کنند.) او کاملا با برابری جنسیتی مخالف نبود. بنا به اظهارات وی، زنان تنها هنگامی می توانند حقوق برابر و اجتماعی خود را بدست بیاورند که اکثریت آنها توانائیهای بالقوه خود را به عنوان انسانی تولید کننده و زایا اثبات کرده باشند و از این رو از امتیازاتی که خدا برایشان مقدر ساخته چشم پوشی کنند. متاسفانه، فرصت آن را نیافتم تا از آیت الله منتظری بپرسم تصورشان از اینکه زنان مسلمان از امتیازاتی که خدا برایشان مقدر کرده چشم پوشی کنند، چگونه است می خواستم از وی سوال کنم چرا مردان نیازی به اثبات انسانیت خود ندارند و می توانند با استفاده از تولیدات همتایان فعال خود زندگی کنند اما زنان اگر چه نمایندگانی بی اندازه فعال و برجسته دارند، که در طول تاریخ عهده دار مسئولیت حساسترین جنبه های زندگی بوده اند، هنوز هم برای اثبات و تحقق کامل انسانیت خود باید بجنگند. آیت الله منتظری حال مساعدی نداشت و بسیاری از سوالهایم را نپرسیده باقی گذاشتم و نتوانستم خواسته های قانونی زنان ایرانی را سنجیده و به نحوی منتطقی مطرح کنم. تنها امیدم این است که ملاقات آیت الله منتظری با افرادی چون من ( یک دانشجوی فمینیست )، برای وی یاد آور حضور 63% دانشجویان زنان جوان باشد ( که از سال 2003 تا کنون 3% افزایش یافته) که امروزه خواستار تحقق حقوق خود می باشند. آنها خواهان ایجاد شغل، حقوق کامل شهروندی ، و پایان همه تبعیضات آشکار و پنهان و تحت هر لوایی هستند. مصاحبه من با آیت الله منتظری خیلی زودتر از آنچه انتظار داشتم به اتمام رسید. در پایان، از روی صندلی خود بلند شد و به داخل کتابخانه خود رفت و شخصا کتاب خود در مورد حضرت زهرا( دختر حضرت محمد، الگوی کامل اسلامی برای زن مسلمان) را به من داد. بعد ها نیز همکاران او، سی دی ها و دیگر کتاب های وی را برای من فرستادند. بعد از ترک دفتر آیت الله منتظری، همچنان باور داشتم که علیرغم تمام امیدهایی که جنبش اصلاح طلبی آن زمان ایجاد کرده، حقایق زندگی زنان در ایران نشان می دهد که هنوز هم نسبت به مردان همتای خود، از حقوق خانوادگی و شهروندی کمتری بهره مند هستند. و باردیگر اطمینان یافتم که مشکلات بنیادی که در ایران مواجه هستیم در حقیقت از متن و روح قوانین در همه دورانها نشات می گیرند _ با قوانین پیشرفت نکرده ، اصول و عقاید ارباب رعیتی، ساختار مرد سالار و غیر دموکراتیک و فرهنگ واژگان نا نوشته _ که باعث شده این قوانین تا عمق فرهنگ ایرانی ( شاهنشاهی، چپ گرا، ملی گرا یا اسلامی) نفوذ کند . بنا به سازمان های حقوق بشر بین الملل از جمله سازمان عفو عمومی و دیده بان حقوق بشر، زنان ایرانی تنها نسبت به زنان عربستان سعودی و دولت اسبق طالبان در افغانستان، از حقوق بهتر و قانونی بهره مند هستند. با این حال، برخی از بهترین انتشارات در زمینه روند کلی فمینیستی ، از آن ما می باشند و نیز جنبشهای چشمگیر و جسورانه زنان در داخل ایران و همچنین پیشرفت های زنان ایرانی، برای دیگر زنان منطقه بسیار الهام بخش گردیده است. چنانچه در سراسر جهان، " موضوع زنان " الگوهای منظم رساله های حقوق بشر را در هم می ریزد، یک تعهد و پیمان تازه برای حقوق مسلم زنان نیازمند نوعی تیزبینی و دیدی همواره انتقادی ورای تعویض رژیم ها و اختلافات جزئی در ایدئولوژیها می باشد. همانطور که اوریانا فالاچی در طی مصاحبه خود با محمد رضا شاه پهلوی ایران که به اصظلاح لیبرال و طرفدار حقوق زنان بود، در سال 1973، به زن ستیزی پنهان پادشاه ایران پی برد، از آنجا که وی صراحتا از نظام سرسخت مردسالار سخن گفت. شاه در مصاحبه خود با فالاچی، انزجار محض و تمام عیار خود را نسبت به زنان، در عبارات هولناک خود، بی هیچ ملاحظه ای، ابراز داشت. اوریانا فالاچی: اعلی حضرت ... شما یک مسلمان هستید. دین شما به شما این اجازه را می دهد که بدون فسخ عقد خود با ملکه فرح دیبا با شخص دیگری ازدواج کنید. محمد رضا شاه: بله، البته. بر اساس اصول دین خود، من می توانم چنین کنم، بدین شرط که ملکه رضایت خود را ابراز دارد. و صادقانه باید پذیرفت که در مواردی که ... به عنوان مثال، زمانیکه زن بیمار باشد، یا نخواهد وظایف همسری خود را به انجام رساند، و در نتیجه نارضایتی شوهر خود را فراهم آورد ... به رغم همه این موارد! شما باید خیلی ساده لوح یا ریاکار باشید که فکر کنید شوهری این وضعیت را تحمل می کند. در جامعه شما، هنگامیکه شرایطی این چنین بوجود می آید، آن مرد معشوقه ای اختیار نمی کند، یا حتی بیش از یک معشوقه؟ خوب، در جامعه شما هم، شوهر می تواند با زن دیگری ازدواج کند، به این شرط که زن اول رضایت خود را ابراز دارد و دادگاه نیز بپذیرد. اوریانا فالاچی: کم کم به این نتیجه می رسم که زنان در زندگی شما چندان حائز اهمیت نیستند. محمد رضا شاه: در اینجا باید بگم، بسیار متاسفم که نظر شما کاملا صحیح است ... زنان در زندگی مرد اهمیت دارند، تنها در صورتیکه زیبا و جذاب بوده و زنانگی خود را حفظ کنند و ... به عنوان مثال، این قضیه فمینیسم. فمینیست ها در پی چه هستند؟ شما خواستار چه هستید؟ شما می گویید برابری. اوه! من نمی خواهم بی ادبی کنم، اما ... شما از نظر قانون برابر هستید، من را ببخشید که این را می گویم، اما نه در قابلیت ها و قدرت. اوریانا فالاچی: نه، اعلی حضرت؟ محمد رضا شاه: نه. شما تا به حال میکل آنژ یا باخ خلق نکرده اید. حتی تا کنون یک آشپز برجسته نداشته اید. و اگر با من از فرصت ها می گویید، فقط می توانم بگویم " شوخی می کنید؟" آیا شما تا به حال فرصتی نداشته اید که یک آشپز عالی به تاریخ تحویل دهید؟ شما هیچ چیز عالی و مهمی خلق نکرده اید، هیچ چیز! شما توطئه گرید، شما شیطانی هستید. همه شما. بله زنان ( که همه آنها در نظر اعلی حضرت از شیاطین هستند) میکل آنژ و باخ خلق نکرده اند، چرا که اینها، همه مردان موسیقی دانی هستند که در شرایط اجتماعی اروپایی برجسته و نامور گشتند که چیزی از بدترین شرایط موجود درکشورهای به اصطلاح " جهان سوم"، در مردسالاری و زن ستیزی کمتر نداشت. با این حال، زنان علیرغم تمام اختلاف ها و تبعیضات و قید و بند هایی که برای سست کردن و نادیده گرفتن آنها از سوی پادشاهان، سلاطین، وزیران، اربابان مبارزات ارباب رعیتی، رئیس جمهورهای متجدد، راهبه ها، کشیشان، ربی ها و فقیهان برهمایی، بر آنها تحمیل می شد، توانستند تنها در ایران، بخشی کوچک از کل جهان، افرادبرجسته ای خلق کنند، از جمله: فروغ فرخزاد، پروین اعتصامی، شهرنوش پارسی پور، سیمین دانشور، شیرین نشاط، سمیرا مخملباف، گلنوش خالقی، پری زنگنه، و شمار بسیار زیادی از دیگر مادران، بازیگران، دانشمندان، فیزیکدانان، استادان دانشگاه، ورزشکاران، روزنامه نگاران و نیز آشپزی برجسته، به نام نجمه باتمان قلیج، که به زیبایی، هنر آشپزی ایرانی را در سراسر جهان، پرآوازه ساخت. محمد رضا شاه به منظور پایان دادن به طغیان شاهانه خود نسبت به زنان، به تجاهل و بدون انتظار جواب، از اوریانا فالاچی می پرسد: " به من بگویید ، در طی مصاحبه های خود تا به حال به چند زن کارآمد در حکومت کردن و مدیریت برخورده اید؟" فالاچی با نام بردن افرادی چون گلدا میر و ایندیرا گاندی به این سوال شاه پاسخ گفت. اما من ؛ گلبرگ باشی ؛ امروز نام این افراد را به آن لیست می افزایم: مهرانگیز کار، شیرین عبادی، شهلا شرکت، شهلا لاهیجی، فاطمه حقیقت جو، نوشین احمدی خراسانی، رویا طلوعی، پروین اردلان، نیره توحیدی، ولنتین مقدم و تعداد بیشماری از مدیران ان جی او ها، میلیونها نفر از خواهران دانشجوی فعال ایرانی من – کسانیکه اکنون من، به خاطر آرمان شرافتمندانه شان، این شاهد عینی تاریخ را به آنها تقدیم می کنم. متن مصاحبه با آیت الله منتظری (11 نوامبر 2003— قم، ایران) گلبرگ باشی: به خاطر فرصت پیش آمده برای مصاحبه با شما سپاسگذارم. من گلبرگ باشی و دانشجوی دکترا در زمینه حقوق بشر و ایران هستم. من قصد دارم مصاحبه خود را با جویا شدن نظر شما در مورد حقوق بشر بین الملل، و سازگاری آن با قوانین شیعی و به خصوص قوانین رایج در ایران آغاز کنم. لطف می کنید نظر خود را نسبت به سوالات مطروحه بفرمائید؟ آیت الله منتظری: من رساله ای در باب حقوق بشر نوشته ام که به زودی منتشر خواهد شد. همچنین در طی کلاسهای خود، در قالب جلسات مباحثه ای، استدلال خود را ارائه داده ام که انسانها در مقام انسانی خود، صرف نظر از دین و اصول اعتقادی شان، حقوق مسلمی را دارا هستند. این نکته، به ندرت از جانب دیگر حقوقدانان سرشناس و برجسته مطرح شده است. من بر پایه قرآن و سنت پیامبر، استدلال می کنم که دقیقا ذات انسان در مقام انسانی خود سزاوار حقوقی مسلم و عزت و احترام است. قرآن میفرماید (او به عربی جمله ای را از بر می خواند)، " ما فرزندان آدم را بسی تکریم کرده ایم. ما آنها را به زمین (و دریا) فرستادیم، و چیزهای خوب برای ایشان فراهم آوردیم، و ایشان را بر اکثر چیزهایی که ما با برتری بارزی خلق کردیم ارجحیت بخشیدیم." [قرآن، جزء 15 ،سوره بنی اسرائیل: آیه 70.] اگر شما مایل باشید، می توانید به سخنرانیهای درسی من با موضوع حقوق بشر رجوع کنید. تصور می کنم هشت یا نه سخنرانی در همین باب ارائه داده ام. دیسکت ها و سی دی های این سخنرانی ها موجود است و اگر مایل باشید، می توانید بگیرید و گوش کنید. متاسفانه، در حال حاضر بسیار خسته هستم و نمی توانم با جزئیات بیشتری توضیح دهم، و یا به تک تک سوالهای شما پاسخ بدهم. حقیقتا حال مساعدی ندارم. لطفا دیسکت های جلسات سخنرانی من را بگیرید. هشت یا نه جلسه آن با موضوع حقوق بشر می باشد. لطفا آنها را تهیه و گوش دهید و از این طریق نظر و رای بنده در باب حقوق بشر را متوجه خواهید شد. دیگر حقوقدانان برجسته، به عنوان قانون، این حقوق را تنها به مومنین نسبت می دهند. به عنوان مثال، آنها معتقدند: " نکوهش و افترا به مومن حرام است،" این مومنان هستند که از این حقوق مسلم برخوردارند. از طرف دیگر، بنده می گویم، با اینکه بر مومنین تاکید بیشتری شده، اما خود ذات انسان در مقام انسانی خود، صرف نظر از دین و اصول اعتقادی، منزلت خاصی دارد و برای او حرمت در نظر گرفته شده است. این صحیح نیست که شخصی می تواند به دیگری توهین کرده و صدمه بزند یا او را نکوهش کند، فقط به این خاطر که آن فرد به اسلام باور ندارد. نه، چنین نیست. انسان محترم شمرده شده است. قرآن می فرماید، " ما فرزندان آدم را بسیار تکریم کرده ایم." خداوند متعال، به فرشتگان دستور داد تا آدم را سجده کنند، چراکه انسان قابلیت رشد دارد، و بدین خاطر باید انسان را گرامی داشت. خود ذات انسان، که توانایی رشد و کمال را داراست، دلیلی برای تکریم اوست، چنانچه می توان انسان را برتر از فرشتگان نیز دانست. و به همین خاطر است که خدای متعال فرشتگان را فرمان داد تا آدم، یا به عبارت دیگر مقام والای آدم را سجده کنند. من مفصلا درباب این مسائل توضیح داده ام که می توانید به آنها گوش کنید. گلبرگ باشی: حتما گوش خواهم داد. آبت الله منتظری: ... اما متاسفانه من وقت و انرژی کافی برای پاسخ به تک تک سوالات شما را ندارم. گلبرگ باشی: می توانم جند سوال کوتاه از شما بپرسم؟ آیت الله منتظری: بسیار خوب. گلبرگ باشی: من می خواهم از شما راجع به حقوق انسانی زنان، و شیوه ای که در مستندات بین المللی مانند کنوانسیون زنان ((CEDAW تعریف و تعیین شده بپرسم. می خواهم بدانم آیا شما این مستندات را قبول دارید؟ نظر شما راجع به این حقوق چیست؟ آیت الله منتظری: زنان نیز جزء انسانها هستند. وقتی صحبت از انسانها می کنیم، شامل هم مردان و هم زنان می شود. وقتی از انسان در ذات انسانی خود می گوییم این "انسان" زنان را نیز شامل می شود. البته تفاوت های خاصی هم بین مردان و زنان وجود دارد که به مقتضای طبیعت و ساختمان وجودی آنها می باشد. ساختمان بدنی زنان و مردان متفاوت است، عدالت حکم می کند زنان بنا به تواناییهای خود، باید حقوقی را دریافت دارند. اختلافات بارزی بین ساختمان وجودی مردان و زنان هست . من جزء آن افرادی بودم که برای عضویت ایران در کنوانسیون زنان پافشاری می کرد. من سخت معتقدم ما باید در اینگونه کنوانسیونها شرکت کنیم. این مسئله در دیدگاه و آراء من بسیار بارز و مشخص است. من اصرار داشتم ایران باید در این کنوانسیون عضو شود. اما اگر امتیازات خاصی در قرآن ایجاب گردبده، باید آنها را بیان کرد. این صحیح نیست که قاطعانه از شرکت در کنوانسیون هایی که مربوط به حقوق زنان می باشند، سر باز زنیم، چرا که این کار به انزوای کشور در جهان منتج خواهد شد. من در این مسئله بسیار مصر بودم. در آن زمان این سوال از من شد و به صراحت به آن پاسخ گفتم. گلبرگ باشی: می توانم سوال دیگری بپرسم؟ آیا شما فکر می کنید آن دسته از مواضع اسلام در حوزه زنان و حقوق ایشان، که به عنوان مثال در کشورهایی چون ایران بکار گرفته می شوند، از اعتبار جهانی برخوردارند؟ آیت الله منتظری: ببینید، اگر مردم سراسر جهان مسائل خاصی در مورد زنان مطرح کنند، مانند برابری با مردان در مواردی چون وراثت یا شهادت قانونی، به این خاطر که این مسائل با ماهیت نص صریح قرآن تناسب ندارد، ما نمی توانیم آنها را بپذیریم. با این حال، این مواضع نکات ظریفی نیز در خود دارند که اگر نگاه دقیق تری به آنها بیاندازیم، بر حقوق زنان بسیار تاکید و نیز حمایت شده است. ثروت جهانی، هر سی سال یا چیزی همین حدود، از یک نسل به نسل دیگر منتقل می شود. اکنون، تصور کنید که خدای متعال این را بر مردان فرض و واجب کرده که مخارج زنان را تامین کنند. هنگامی که زوجی صاحب فرزند می شوند، علیرغم اینکه فرزند هر دو به حساب می آید، خدای متعال واجب دانسته مرد مخارج کودکان را تامین کند. با این حال، یک سوم ارثیه به زن، و دو سوم آن به مرد می رسد. وقتی صحبت از مالکیت است ، مردان دو برابر زنان می گیرند. اما هنگامیکه پای مصرف کردن آن در میان است، زنان یک سوم سهم الارث خود را هیچ جا مصرف نمی کنند. این یک امتیاز منحصر به فرد برای او محسوب می شود. زیرا تمام مخارج او را شوهرش باید بپردازد، و سهمی که برای مخارج کودکان خرج می کند نیز باید از سوی شوهرش تامین شود. بنابراین، بله این صحیح است که به شوهر دو برابر اختصاص می دهیم، نتیجه نهایی این است که زنان بیش از مردان خواهند داشت، چراکه هم مخارج زن و هم سهم زنان در مخارج کودکان تماما باید از سوی شوهر تامین گردد، علیرغم این مسئله که فرزندان به هر دوی آنها تعلق دارند، این شوهر است که مسئول تامین مخارج آنهاست. مخارج زن نیز به عهده مرد است. علاوه بر این، ما تنها برای تشریفات، یک سوم مال الارث را به زنان می پردازیم. بنابراین، هنگامیکه پای هزینه ها درمیان است، زنان بیش از مردان ارث می برند، علیرغم این حقیقت که تا جاییکه به مالکیت حقیقی مربوط می شود، دو سوم آن به مردان پرداخته می شود و این مسئله بدین خاطر است که مردان باید به فعالیت و تولید بپردازند، و تولید، بیشتر وظیفه مردان می باشد. ما دو سوم سهم الارث را به مردان می پردازیم تا با آن به تولید خود ادامه دهند و آن را افزایش دهند. با این حال، تا جائیکه به مخارج و هزینه ها مربوط می شود، هر هزینه و خرجی که زن (خانم) داشته باشد مرد باید آن را تامین کند؛ و تمام مخارج فرزندان نیز باید از سوی شوهر پرداخت گردد. بنابراین زنان بیش از مردان دریافت می دارند. نکات ظریفی وجود دارند که اگر بخواهیم به دقت مورد بررسی قرار دهیم، متوجه خواهیم شد در اسلام، شرایط بر خلاف منافع زنان نیست. کاملا بر عکس. اسلام به نفع زنان عمل کرده است ... من حقیقتا حال مساعدی ندارم. گلبرگ باشی: می توانم سوال دیگری بپرسم؟ می خواستم در مورد مستندات حقوق بشر که در قوانین بین الملل وجود دارند بپرسم. آیا ما واقعا قادریم آنها را با قوانین موجود در ایران سازگار و هماهنگ کنیم، چرا که عده ای معتقدند این قوانین اسلامی نیستند؛ با نظر به اینکه ایران از امضا کنندگان این کنوانسیون های بین المللی است، مسئولیت هایی را پذیرفته که اکنون به آنها عمل نمی شود؟ آیت الله منتظری: البته ما در ایران نمی توانیم آن دسته از قوانین که بر خلاف اصول دینی ما هستند را بپذیریم. اما ضرورت اجتناب از انزوای جهانی ایجاب می کند که با سازمان های بین المللی همکاری کنیم. اما در شرایط خاصی که این قوانین با نص صریح قرآن منافات دارند، ما نمی توانیم همکاری کنیم. گلبرگ باشی: امکان دارد چند مثال از این گونه شرایط برای من بزنید؟ آیت الله منتظری: یکی از آنها ارثیه است." خداوند شما را به تامین آتیه فرزندانتان امر کرده است: برای پسر معادل سهم دو دختر سهم الارث در نظر گرفته شده [ و اگرفرزندان شما دختر بوده و بیش از دو دختر بودند، بنابراین آنها نیز دو سوم سهم الارث را به طور مساوی خواهند برد، و اگر فقط یک دختر باشد پس نصف سهم الارث را خواهد برد. و به والدین متوفی: اگر خود متوفی یک پسر داشته باشد، به هر کدام از والدین او، یک ششم سهم الارث می رسد؛ و اگر پسری نداشته باشد، والدینش وارث او خواهند بود، بنابراین یک سوم آن به مادر او اختصاص می یابد. و اگر او برادر داشته باشد، بنابراین یک ششم مال الارث او به مادرش تعلق می گیرد. این تقسیمات یعد از این است که دیون متوفی پرداخت شده و یا خود او وصیت نکرده باشد. والدین و فرزندان شما: اگر شما ندانید که کدامیک در سود بردن از شما نزدیک تر است. این دستوری از سوی خداست. همانا خداوند دانا و به همه چیز آگاه است. [قرآن. جزء چهارم. سوره نساء. آیه 11] قرآن می فرماید که سهم الارث پسر دو برابر دختر است، که من پیش از توضیحات آن را به شما لرائه دادم. همانطور که گفتم، تا جائیکه به مخارج مربوط می شود، در حقیقت زنان بیش از مردان خواهند داشت. اما هنگامی که صحبت از مالکیت می شود، گفته می شود دو سوم آن به مرد می رسد که با آن به تولید پرداخته و آن را افزایش دهد. گلبرگ باشی: متوجهم. آیت الله منتظری: اما تا جاییکه به مخارج مربوط می شود، به عهده مرد است که هزینه های زن و نیز سهم او را در تامین مخارج فرزندان تقبل کند در حالیکه فرزندان به هر دوی آنها تعلق دارند. گلبرگ باشی: متوجهم. آیت الله منتظری: اگر می خواستیم عادلانه برخورد کنیم، زن نیز باید نصف مخارج فرزندان را تامین کند، در حالیکه اسلام از مرد خواسته که آن را بپردازد. بنابراین روی هم رفته، عدالت رعایت گردیده است. گلبرگ باشی: می توانم سوال دیگه ای بپرسم؟ سوال پایانی من این است که : امروزه در ایران بسیاری از زنان نان آور خانواده خود هستند، در جائیکه به دیه مربوط می شود، هنگامیکه مادری با چندین فرزند که نان آور خانه نیز می باشد در حادثه رانندگی جان خود را از دست بدهد، خون بهای او نصف مرد است؛ در حالیکه مردی با آنکه به عنوان مثال می توانسته معتاد بوده و ولگردی او مایه دردسر جامعه نیز باشد، خون بهایی بسیار بیشتر به او تعلق می گیرد. آیت الله منتظری: ببینید، شما نباید به عنوان مثال، یک فرد معتاد را ملاک خود قرار دهید. مردان روی هم رفته، با در نظر گرفتن تمام مسائل، بیش از زنان فعالیت های ثمر بخش و مفید به عهده دارند – هم در فعالیت های فکری و هم یدی. اینکه مردی اعتیاد مضری داشته باشد، شرایط را تغییر نمی دهد. قانون باید بنا به عرف اکثریت عمل کند. با در نظر گرفتن تمام شرایط، فعالیتهای فکری و یدی مردان، بیش از زنان است. شما نباید مثال خود از یک فرد معتاد را ملاک قرار دهید. بله، این هم امکان دارد که زنی به عنوان یک استاد، بسیار بیشتر از تعداد کثیری از مردان توانایی داشته باشد، اما در کل، ما باید همه جوانب مسئله را بسنجیم. گلبرگ باشی: اما در حال حاضر 60% از دانشجویان را زنان تشکیل می دهند. آیت الله منتظری: بله. گلبرگ باشی: بنابراین در نسل آینده، که تعداد زیادی از استادان، فیزیکدانان، متخصصان عالی رتبه و غیره را زنان تشکیل می دهند، آیا اسلام می تواند مورد اجتهاد قرار گرفته و این قوانین ناعادلانه از این جهت که دیگر با واقعیت سازگاری ندارند، اصلاح گردند؟ آیت الله منتظری: در مورد آن دسته از قوانین اسلام که براساس نص صریح قرآن می باشد پاسخ شما منفی است. اما در مورد مسائل خاص دیگر، بله ، شما قادر خواهید بود، و آن قوانین می توانند مشمول مرور زمان واقع شوند. اما آن دسته که از نص صریح قرآن گرفته شده اند، و نکات ظریف و هوشمندانه در خود دارند، نمی توانند تغییر و اصلاح یابند.... من حقیقتا خسته شده ام... اکنون اگر سوالی در مورد حقوق بشر باقی مانده می توانید سخنرانی های من را گوش کنید.... گلبرگ باشی: حتما گوش خواهم داد. آیت الله منتظری: "خداوند زحمات شما را اجر دهد!" فعالیت شما در این زمینه تحسین بر انگیز است. متن اصلی و کامل این گزارش را می توانید در آدرس زیر بیابید: |